حقیقت

آمدم
به تماشا
ولی
تماشایی نبود
...
ترسم که این هزاره ی افسوس های من
دیرینه تر شود
و در میان ترانه ی دیروزهای سرد
بانگی نیاید
که برخیز ، هنگام رفتن است
دلتنگی ام به تماشای صبح می آید
اما هنوز مانده به تکویر شمس و کدر نجم
شاید یکی دو روز ... شاید کمی ، زیاد ...